چرا به شهر تبریز , شهر اولین ها گفته می شود

اولین چاپخانه در سال 1227 توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و 12 سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.


برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،... .


اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد.


اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.


اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال 1312 در تبریز تاسیس شد.


اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.


اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال 1261 شکل گرفت.


اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد.


اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای 1309-1311 بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید.


در زمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرهنگ نخستین کتابهای پزشکی - نخستین آبله کوبی - نخستین دانشکده پرستاری مامائی - نخستین دندانهای مصنوعی - اولین عمل قلب باز - پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه توسط دکتر جواد هیات در سال 1347 در تبریز به انجام رسید.


اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود.


اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد .


اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد.


اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود.


اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود.


اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود .


اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید .


اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است.


اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید .


اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.


اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد.

مطالبی در مورد ساوالان

مقدمه

 کوهها مظهر شکوه ، پايداري و عظمت هستند ولي بعضي کوهها مقدس اند و جاودانه . 

در فرهنگنامه اینترنتی ویکیپدیای فارسی به نقل از بستان السیاحه راجع به سبلان چنین نوشته است: "… نام کوهی است در آذربایجان محتوی است به چشمه های بسیار و چمن های بی شمار و غرایب روزگار. گویند یکی از انبیا در آن کوه مدفون و دور آن کوه سی فرسخ است و قله آن هرگز از برف خالی نباشد. آب چشمه های آن در غایت سردی است و در حوالی آن بعضی چشمه های سوزان جاری است. سپس یادآور شده که در عجایب المخلوقات از قول نزهه القلوب نوشته شده است که حضرت محمد (ص) در مورد کوه ساوالان چنین فرموده اند :

«هر مسلماني آيات « سبحان الله حين تمسون و حين تصبحون تا تخرجون » را بخواند به تعداد همه دانه هاي برفي كه بر كوه سبلان فرود مي آيد پاداش نيك از خدا دريافت مي كند. پرسيدند : يا رسول الله اين كوه سبلان كجاست ؟ حضرت فرمود : كوهي است بين ارمن و آذربايجان  که در آن چشمه اي از چشمه ساران بهشت جاري است و مدفنگاه يکي از انبياي الهي ست . همچنین ذكريا ابن محمد ابن محمود قزويني (۶۸۰-۶۰۰ هـ .ق )  نیز در « آثار البلاد و اخبار العباد » به این روایت اشاره کرده است.

                

زرتشت

طبق اسناد موجود و روايات، زرتشت پيامبر در ۶۴۰ سال قبل از ميلاد (۲۶۴۸ سال پيش) در آذربايجان تولد يافت و هنگامي كه به ۳۰ سالگي رسيد، زادگاه خود را ترك گفته و به كوهي رفت. در اين كوه بود كه او از خرد خويش برخوردار شد و درآن ۱۰ سال، از تنهايي خسته نشد تا اين كه دلش دگرگون شد. در اين باره ذکرياي قزويني مي‌نويسد: « زردشت از شيز (شهري در کنار درياچه چيچست اروميه) به ساوالان رفت و در آن جا عزلت اختيار کرد و کتابي موسوم به اوستا آورد» .

مولف ناشناخته «هفت کشور»، مضمون بالا را به اين صورت آورده‌است: «زردشت حکيم از آذربايجان بود و در کوه ساوالان که کوهي مشهور باشد پانزده سال مجاور شد، زند و پازند بساخت و دعوت آغاز کرد».

 «ويليامز جکسن» مولف کتاب «زردشت پيامبر ايران باستان» در سفرنامه‌اش مي‌نويسد: «ساوالان همان کوهي است که به گمان من آن را بايد با کوه دو مصاحب مقدس مذکور در اوستا که در آن جا زردشت با اهورا مزدا راز و نياز کرده يکي دانست».

 شادروان «ابراهيم پور داوود» جايگاه ساوالان را براي زردشتيان همانند کوه تور براي يهوديان مي‌داند که در آن جا ده فرمان بر حضرت موسي نازل شد.

مطابق کتابهای پهلوی دینکرد و زادسپرم  همپرسگی نخست زرتشت با اهورامزدا در کنار رود دائیتی (موردی چای شهرستان مراغه) یعنی کنار رودخانه زادگاهی وی صورت گرفته است. دومین همپرسگی زرتشت با خدایان در اینجا در کوه هوگر (ساوالان) و اسیند (حرم) با ایزد وهومن (ائیریامن، ایزد دارو و درمان) صورت گرفته بود. از آنجاییکه مطابق روایات زرتشتی عهد اسلامی کوه سبلان محل نازل شدن اوستا بر زرتشت به شمار میرفته است می توان تصور کرد که عنوان سلطان سبلان در اساس در درجه اول به ایزد وهومن (بهمن، ائیریامن، ایزد دارو و درمان، خضر) و در درجه دوم به زرتشت (سپیتاک بردیه پسر سپیتمه) و پدرش سپیتمه جمشید اختصاص داشته است.

زرتشت بعد از سال ها عبادت و رياضت كشي در ساوالان، زادگاه خويش را ترك گفته و به بلخ عزيمت كرد (در واقع اين جابجايي محل حکمراني توسط پدر زن او کورش /فريدون/فرشوشتر صورت گرفت تا از پيش قوم خود مغان که نامشان در نام دشت مغان زنده مانده است، به دور باشد).

 

ساوالان (کوه مقدس اوستایی، هوگر)

معنی کلمه  ساوالان که از دو کلمه ساو(باج) و آلان (گیرنده) تشکیل شده است، باج گیرنده می باشد. همچنین کلمه "ساو" به معنی وحی نیز به کار برده شده است که در اینصورت "ساوالان"  به معنی "وحی گیرنده" نیز می باشد. در برخی نوشته ها معنی ساوالان را گيرنده آب ( سوالان) يا گيرنده صدا عنوان کرده اند. در منابع فارسي ساوالان با نام سبلان شناخته می شود که آن را از باران بزرگي به نام سبل مي دانند.

کوه آتشفشانی ساوالان در طول جغرافيايي ۴۷ درجه و ۵۰ دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي ۳۸درجه و ۱۷دقيقه شمالي قرار گرفته‌است. رشته كوه سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبيل و در جهت شرقي و غربي بطول 60 كيلومتر و عرض 45 كيلو متر تا كوه قوشا داغ اهر ادامه مي يابد ، سطحي كه بوسيله آن در آذربايجان اشغال شده است حدود 6000 كيلو متر مربع مي باشد و در دامنه های خود  سه شهر زیبا یعنی سراب، اردبیل و مشگین شهر و بیش از ۱۰۰۰ آبادی را جای داده است. از نظر زمين شناسي ساوالان دو مرحله آتشفشان عمده داشته است. فعاليت قدیمی از ( ائوسن) شروع گرديده ولي آنچه که کوه سبلان را بوجود آورده در مرحله دوم (پليوسن – کوارتنر) شروع به فعاليت نموده و تا عصر بعد از آخرين يخبندان هم ادامه داشته است. گدازه هاي آتشفشان ساوالان مساحتي معادل 1200 کيلومتر مربع را اشغال نموده‌اند. در کوه سبلان، محل هایی دیده میشود که برف دایمی و یخچال جاودانه دارند و علت آن بارندگی به نسبت زیاد و ارتفاع نقاط است. حدود برفهای دایمی سبلان از 4000 متر تا 4100 متر دامنه شمالی است که آثار یخچال قدیمی نیز در این حدود به خوبی دیده می شود.

          مي‌گويند روزي که برف‌هاي ساوالان آب شود، قيامت در خواهد گرفت.

                 

  بلندترین قله سبلان با ارتفاع 4811 متر "سلطان ساوالان" نام دارد و دومین قله آن را "حرم داغ " می گویند که‌‌‌ نوکی تیز و غیرقابل صعود دارد ، قله سوم که‌‌ ارتفاع آن نسبت به سلطان ساوالان و حرم داغ کمتر است،  کسری نام دارد که در زیر به توصیف هر یک می پردازیم. (تصویر گرفته شده از سمت مشکین شهر می باشد و از سمت چپ به ترتیب قلل سلطان ِ حرم داغ  و کسری قرار گرفته اند). 

 

قلل ساوالان

سلطان: قله اصلي يا آتشفشان ساوالان که يکي از زيباترين قلل آتشفشاني ايران و جهان که به آن لقب  «سلطان» داده اند بلندترين نقطه آذربايجان (۴۸۱۱ متر) و پس از دماوند، بلندترين قله ايران است.

                  

قله سلطان به شكل مخروط زيبايي است و حدود پنج كيلومتر مربع مساحت دارد.  دهانه آتشفشان خاموش آن در جنوب شرقي قله و در داخل اين دهانه درياچه­اي با محيط بيضي شكل به اقطار 145 و 80  و عمق تقریبی 40 متر وجود دارد. آب درياچه 25 متر پايين تر از لبه هاي مخروط آتشفشاني است و در رديف درياچه هاي آتشفشاني محسوب مي شود  که از لحاظ علم درياچه شناسي يا ليمونولوژي درجهان بي نظيراست.    

                 

 آب آن به استثناي اواسط تير ماه تا اوايل شهريور در تمام فصول سال يخ بسته و منجمد است و درجه حرارت آن از درجه حرارت محيط تبعيت مي كند و آب ان تنها از طريق ريزش برف و ذوب آن تامين مي شود. آب آن آبی مايل به سبز و زلال كه از نظر شيميائي جز آبهاي سولفاته كلسيك و سديك بسيار سبك و غني از سيليس است.  مشهوراست که قبر زرتشت پيامبردرکناراين درياچه وزيريکي ازتخته سنگ ها قرار دارد.

سنگ معروف محراب داشی (سنگ محراب) در قسمت شمالی قله سلطان  و در مسیر جبهه ی اصلی یعنی شمال شرقی واقع است که در کتاب معجم البلدان به قبور حضرت حامد (گائوماته زرتشت) و حضرت هود پیامبر(سپیتمه جمشید) در زیر این سنگ اشاره شده است.  گویند سنگ محراب  محل عبادت زرتشت بوده است .

                    

حرم داغ: دومین ناحیه مرتفع ساوالان بعد از سلطان، ستيغ بزرگي است که به نام حرم داغ یا سبلان کوچک شناخته می شود.

 حرم داغ شامل سه قله می باشد ، بلندترین آن حرم 1 با ارتفاع 4587 متر و دیگر قلل آن از سمت حرم 1 به ترتیب حرم 2 و حرم 3 نامیده می شوند. و به جز حرم 3 دو حرم دیگر غیر قابل صعود می باشد.

کسری: سومین قله مرتفع ساوالان کسری یا آقام داغ با ارتفاع  4577 متر می باشد.

                   

قارتال

در جبهه غربي قله سلطان و در کنار جانپناه، سنگي به شکل عقاب به نام قارتال (در ترکي آذربايجاني به معني عقاب) قراردارد که در طول زمان به نماد سبلان تبديل شده‌است.اين قطعه سنگ به شکل عقابي است که نشسته و سر را به جانب شرق چرخانده است.

                               

عروس خوابیده

کوه ساوالان به عروس خوابیده نیز معروف است و این نام از پیکر عروس خوابیده ای  که از ترکیب سه قله سلطان ِ حرم داغ و کسری به چشم می خورد گرفته شده است. در عکس زیر با کمی دقت می توانید سر عروس را در سمت چپ (که صورتش رو به آسمان است)ِ ِ بدنش را در وسط و پاهایش را که حالت خمیده دارد و زانوانش به سمت بالاست در سمت راست تصویر مشاهده کنید. 

 

            

قداست ساوالان

مي‌گويند يکي از نشانه‌هاي تقدس ساوالان سوگند به آن است، نام ساوالان هنوز يکي از مهمترين سوگندهاي ساکنان اطراف کوه و عشاير کوچنده شاهسون به شمار مي‌آيد. سوگند را به عنوان «سولطان ساوالان» ياد مي‌کنند چرا که کوه بدين نام شناخته مي‌شود . اهالي باور دارند که وقتي نام ساوالان برده مي‌شود به ويژه وقتي به آن سوگند ياد مي‌کنند، مار از شکارش دست مي‌کشد.

آقای سیدعلی طاهری در کتاب سراب از دیدگاه جغرافیایی می نویسد: "از نقطه نظر مذهبی و تاریخی باستان شناسان معتقدند کوه ساوالان چون طور سینا جزو رشته کوه های مقدس است. برای اینکه زرتشت پیامبر در آن کوه ملهم گشته و به مقام پیامبری معبوث گردیده است و به مثابه طور زرتشت تلقی می گردد لذا این رشته کوه قبل از اسلام از دیدگاه امت زرتشت جنبه مقدسی یافته و پرستشگاه مردم باستان ایران زمین بوده و مخصوصا آتشفشان بودن آن کمک شایان توجهی به این امر نموده است.

دکتر محمد ميرشکرايي در مقاله «ساوالان، کوه بزرگ و مقدس‌ترين کوه ايران» مي‌نويسد : تا چند دهه پيش، بسياري از مردم کوهپايه نشين ساوالان با نيت زيارت راهي کوه مي‌شدند و وقتي باز مي‌گشتند، خويشان و همسايگان و آشنايان به ديدنشان مي‌رفتند و زيارت قبولي مي‌گفتند و گاهي هديه‌اي هم براي زاير از زيارت کوه آمده مي‌بردند. رسم رفتن به ديدار کساني که از سفرهاي زيارتي بر مي‌گردند در همه مناطق ايران معمول بوده‌است و هنوز هم رواج دارد. وجود اين رسم در مورد راهيان ساوالان، بيانگر اين است که ساوالان در فرهنگ مردم محل با همه معناي کلمه، يک زيارتگاه است.

نقل ساعدي در کتاب «خياو» هم نشان از همين معنا دارد که مي‌گويد چوپانان به کساني که راهي بالاي کوه هستند سفارش مي‌کنند که پاک باشند و درياچه را آلوده نکنند.

 ساوالان کوهي که از بهشت آمده‌است : مردم منطقه بر اين باورند که ساوالان يکي از هفت کوه بهشت است. در اين باره روايتي دارند که: روزي روزگاري در جايي که امروز ساوالان قرار گرفته‌است، شهري بود با مردماني متجاوز و آلوده به گناه. خداوند براي آنها پيامبري فرستاد تا هدايتشان کند. اما آنها همچنان نافرماني کردند. پس خداوند از فرشتگانش خواست که يکي از کوه‌هاي بهشت را روي شهر مردمان گناهگار قرار دهند. از ميان کوه‌هاي بهشت، تنها ساوالان داوطلب اين کار شد. يکي از فرشتگان، ساوالان را بر بال‌هاي خويش قرار داد و به زمين آورد و در هنگامي که پيامبر با پيروانش براي عبادت از شهر خارج شده بودند، کوه را روي شهر قرار داد.

ميرشکرايي معتقد است: «اين قصه با ساختاري کم و بيش همانند در تمام منطقه اطراف ساوالان روايت مي‌شود. بنابر يکي از روايت‌ها، مردماني که در اين شهر زندگي مي‌کردند از قوم لوت بودند و فرشته‌اي که کوه را بر بال خود به زمين آورد «جبرئيل» بود. در اين روايت رد پاي تغييرات دوره اسلامي به روشني پيداست.«  

 از جمله شواهد و منابع تاريخ كه به كوه ساوالان و نيز صعودهاي زيارتي به اين كوه اشاره داد مي توان به منابع زير اشاره كرد:
    ۱ ـ بر اساس نوشته اي از هانري ماسه در كتاب «معتقدات و آداب ايراني» آمده است: «ايرانيان، كوه ساوالان در آذربايجان را بسيار گرامي مي دارند. مي گويند در سيلگاه پر از برفي كه در قله اين كوه هست بدن انساني به چشم مي خورد كه هميشه به حالت يخ بسته است ولي به طور كامل نگاهداري شده است. بجز يكي از دندان ها و قسمتي از ريشش.

                  

  ۲ - در كتاب آثار البلاد و الخبار والعباد ذكريا بن محمد بن محمود المكموني القزويني آمده است: زرتشت از آذربايجان بود و چندي از مردم كناره گرفت و در كوه سبلان به سر برد و از آنجا كتابي آورد.
    ۳ ـ در كتاب تاريخي ديگري آمده است: سبلان (سولان) و آن كوهي عظيم و بلند در حوالي اردبيل و به شرافت مشهور و بسياري از اهل الله در آن كوه عبادت گزيده و رياضت كشيده اند.
    ۴ ـ دركتاب معجم البلدان به ارتفاع ۴۸۱۲ متري سبلان، وضع آتشفشاني آن و نيز به قبور حضرت حامد و حضرت هود پيامبر در زير سنگ محراب اشاره شده است.

 ۵ ـ در تاج العروس في شرح القاموس زبيدي آمده است: كوه سبلان از معالم صالحان و اماكن متبركه و مزارات است و سبلان لقب عده اي از محدثان از آن جمله سالم و ابراهيم بن زياد، خالدبن عبدالله و خالد بن دهقان است.

 ۶ ـ خاقاني شيرواني در ۵۹۵ هجري قمري، حدود ۸۰۰ سال پيش خود به قله سبلان صعود كرده و شعر او كه در آن از حضرت موسي و نيز حضرت خضر نام برده شده سندي بر صعود او به سبلان است.
این باور ها و اعتقادات سبب شده كه همه ساله عده كثيري از ايلات و عشاير و روستاييان اطراف ساوالان جهت شكرگزاري از موهبت هاي الهي و زيارت درياچه تا قله صعود كنند. از نظر مردم منطقه بخصوص ايلات، «ساوالان» تنها يك منطقه ييلاقي نيست، بلكه نشانه مردانگي، قهرماني، سربلندي و پناهگاه مظلومان و ياور دردمندان است. ايلات و عشاير همواره با ساوالان درد دل مي كنند و از آن استمداد مي طلبند و با احترام و عزت به او «سلطان ساوالان» لقب مي دهند و خود و ساوالان را يكي مي دانند. شعرهايي كه از زمان هاي دور و سينه به سينه نقل شده دليل قاطعي بر عظمت و جايگاه ساوالان در زندگي ايلات و عشاير منطقه دارد. از آن جمله: ساوالان سلطانيمدي سلطانيمدي، جانيمدي شانلي آدي دونيادا منيم آديم سانيمدي.

(ساوالان سلطان من است) (سلطان من و جان من است) (نام پرآوازه او در جهان اعتبار و افتخار من است) آثار و شواهد باقي مانده از دوران هاي تاريخي بخصوص آثار باقي مانده از دوران پيش از مادها، بخصوص دوره اورارتورها در اين منطقه و نيز آثار موجود در اطراف سنگ محراب ساوالان دليل قاطعي بر صعودهاي زيارتي به كوه ساوالان در دوران هاي تاريخي است.

 افسانه ها  و حکایتها

مي گويند بر چکاد بلند سبلان ، هر سپيده دم بانک خروسي با سر زدن سپيده به گوش مي رسد و همزمان با آن سه چشمه کوچک آشکار مي شود ، يکي زعفراني رنگ، يکي شيري رنگ و ديگري به رنگ آب. اولي از شربت شيرين تر، دومي از شير گواراتر و سومي از اشک زلال تر . اما اين چشمه ها جز به چشم پاکان نمي آيند.

مي گويند در ساحل درياچه ، حضرت سليمان ، جام ياقوت بزرگي را با زنجير بسته است . اين جام را اگر خوب نگاه کني در کف درياچه مي بيني و اگر دلي پاک و اعتقادي کامل داشته باشي جام به سطح آب مي آيد و مي تواني از آن آب زندگي بنوشي و کساني را که طمع در ربودن آن کنند با خود به قعر درياچه مي کشاند.

مي‌گويند هنگام باز شدن يخ‌ها، گرداب عظيمي دردریاچه پديد مي‌آيد که هر آنچه را در آن وجود دارد به ژرفاي تاريک و ناپيدايدریاچه مي‌کشاند. مردم روايتي دارند از درويشي که عصايش در اين گرداب مي‌افتد و سال‌ها بعد آن را در کربلا در دست کسي مي‌بيند. او مي‌گويد که عصا را از آب فرات گرفته‌است. درويش نشان مهري در زير آن را مي‌دهد و عصايش را مي‌گيرد. اين قصه به صورت‌هاي مختلف در ساير نقاط ايران درباره جريان آب‌هاي زيرزميني نيز وجود دارد. اما در اينجا نکته قابل توجه، تقدس هر دو مکان درياچه سبلان و شهر کربلاست.

در ايران " حرم" به معناي مکان زيارتي است، بنابراين، نام حرم به خودي خود نشان از تقدس و حرمت دارد. درافسانه ها آمده است که حرم داغ مرد را به خود راه نمي دهد و از بالاي بلندي به ته دره پرتابش مي کند، حتي زنان باردار به سبب اين که شايد فرزند پسر در شکم داشته باشند نبايد به آن نزديک شوند وگفته ميشود که تنها زنان اگر جراتش را داشته باشند ميتوانند از آن بالا روند.

مي‌گويند در ستيغ حرم، زيارتگاهي است و در آن چراغي هست که هميشه روشن است. اما براي اين که چراغ را ببيني بايد دلي پاک داشته باشي.

حکایت کنند که ساوالان محل پيكار قهرماناني همچون بابك با تهاجمات عباسيان بوده و بنا به قولي اسب بابك بعد از دستگيري بابك خود را به يكي از آبگيرهاي سبلان انداخته و خودش را غرق كرده، به همين سبب چند آبگير به نام "آت گولي" در سبلان وجود دارد.

مي‌گويند در جناغ حرم سنگ ‌نبشته‌اي از دوره بابک وجود دارد که روي آن نوشته ‌است: «به اندازه شن‌ها و سنگ‌هاي ساوالان در اين جا از سپاهيان خليفه کشتيم»

آشنایی با کوه‌ سهند

سهند نام قله‌ای در جنوب شهر تبریز دراستان آذربایجان شرقی است

ارتفاع کوه سهند از سطح دریا 3695 متر می‌باشد و مخروطی بسیار پهن و گسترده دارد که از توف‌ها و خاکسترهای فوران تشکیل گردیده و بر اثر آب‌های جاری دره‌های تنگی در آنها ایجاد شده است.

سهند در زمره کوه‌های رشته کوه‌های البرز است که در شمال مراغه و از غرب به شرق کشیده شده و بلندترین قله آن جام نام دارد که ۳۷۱۰ متر ارتفاع دارد. سهند و جام دو قله به هم چسبیده این رشته کوه می‌باشند.

سهند در تمام سال پوشیده از برف است. دامنه‌های سهند در طول سال پوشیده از گل و ریحان و لاله واژگون است.

کوهستان سهند بعد از سبلان یکی از بزرگترین و مهمترین برجستگی‌های آذربایجان و از معروفترین کوه‌های آتشفشان و خاموش ایران است که در 50 کیلومتری جنوب تبریز و 40 کیلومتری شمال مراغه قرار گرفته است.

قله منفرد و آتشفشانی خاموش سهند در میان جلگه آذربایجان قد برافراشته است این کوهستان آتشفشانی خاموش شبیه آرارات و البرز و سبلان بوده خط فاصل بین دو توده خروجی البرز و توده ارمنستان به وجود آمده است.

ارتفاع متوسط سهند 1400 تا 2200 متر بوده که در آن بریدگی‌های سخت، دامنه‌هائی با شیب تند با تنگه‌های باریک و رشته کوه‌ها کشیده شده در موازات یکدیگر به وجود آمده است.

در این تنگه‌های کوهستانی رودخانه‌های پر آبی به سوی دو آبگیر عمده آذربایجان یعنی دریاچه ارومیه و دره قزل اوزن جریان دارند.

جهت رشته کوه‌های سهند اکثراً شرقی - غربی است ولی در مجموع کوه‌های سهند به صورت شعاعی در جهت مساوی کشیده شده‌اند.

حد شرقی سهند، شهرستان هشترود تا دره قزل اوزن و حد غربی آن سواحل شرقی دریاچه ارومیه می‌باشد.

باقر خان

باقر خان، مشهور به سالار ملّی، از مبارزان جنبش مشروطه‌ است. او، فرزند حاج رضا بنا، در سال ۱۲۴۰ شمسی در محله خیابان تبریز زاده شد. شغل وی بنّائی بود ولی در جریان مشروطیت به مجاهدین پیوست. ریاست مجاهدین محله خیابان تبریز را(خیابان یکی از محلات قدیمی تبریز است مشتمل بر بخش‌های واقع در جنوب رودخانه آجی در شرق تا جنوب شرقی شهر) بعهده داشت. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی همراه با ستارخان به جنگ مسلحانه با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت، پرداخت. همزمان با او، ستّارخان در محله امیرخیز، محله دیگر تبریز، با دولتیان جنگ می‌کرد. در اثر همکاری او با ستّارخان کار مشروطه‌طلبان پیشرفت کرده و تبریز از محاصره درآمد. پس از پیروزی مجاهدین، مجلس شورای ملی باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت، و از او تقدیر نمود.

چنانکه در تاریخ مشروطیت منعکس است، در اثر مجاهدت ستّارخان و باقرخان مشروطیّت استقرار یافت اما دیری نگذشت که تبریز به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نمانده و به تهران حرکت کردند و استقبال کم نظیری از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.

باقرخان در تهران منزوی می‌زیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. وی همراه مهاجرین حرکت نمود و شبی در نزدیکی قصر شیرین عده‌ای از کردها به او و همراهانش حمله کرده و او را بقتل رساندند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم ۱۳۳۵ قمری آبان ۱۲۹۵ خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف کردهای قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)

باقرخان بر خلاف ستّارخان که شیخی بود، از متشرعه بود. از علمای مخالف مشروطیت که متشرعه بودند جانبداری می‌کرد و به آنها احترام می‌گذاشت. با ستارخان رقابت داشت و می‌گفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساری‌داغ با قشون دولتی جنگ کرده‌ام. (علی رغم این سخن این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر انقلاب مشروطیت بودند)

دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره می‌دانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز نصب کردند. در ۲۴ آذر ماه ۱۳۲۵ پس از سقوط پیشه‌وری مردم تحت تأثیر احساسات، آن مجسمه را که اثر دمکرات‌ها بود برانداختند.از این عمل معلوم می‌شود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بوده‌است[نیازمند منبع].

داماد باقر خان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکرات‌ها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد.

باقرخان پسری داشت بنام صادق خان که هم اکنون نتیجه‌ای از او باقی مانده بنام بامداد طایفه باقرخان فرزند بابک که در تهران زندگی می‌کند:

زندگی نامه پروین اعتصامی

زندگی

پروین اعتصامی زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ ۱۷ مارس ۱۹۰۷در تبریز، درگذشت ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ ۴ آوریل ۱۹۴۱ فرزند یوسف اعتصامی (اعتصام‌الملک آشتیانی) فرزند میرزا ابراهیم آشتیانی فرزند ملا حسن فرزند ملا عبدالله فرزند ملا محمد فرزند ملا عبدالعظیم آشتیانی می باشد. مادرش اختر فتوحی (درگذشتهٔ ۱۳۵۲) فرزند میرزا عبدالحسین ملقب به مُقدّم العِداله و متخلص به "شوری"[۱] از واپسین شاعران دوره قاجار، اهل تبریز وآذربایجانی بود[۲].وی تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.او در شهر تبریز به دنیا آمد نام اصلي او "رخشنده" است.

یوسف اعتصامی، پدر پروین نویسنده و مترجم بود. [۳] وی در آن زمان ماهنامه ادبی «بهار» را منتشر می کرد.[۴]

او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و از استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبان‌های فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل آموخت. وی به مدرسه آمریکایی IRAN BETHEL می رفت و در سال ۱۳۰۳ تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.

پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی پدرش «فضل الله همایون فال» ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه‌ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی‌توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از مهریه اش در مرداد ماه ۱۳۱۴ طلاق گرفت.[۵] با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد.[۶].او ۳۵ سال داشت که درگذشت.

پروین به تشویق ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را توسط چاپخانه مجلس منتشر کرد[۷]، ولی مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد که عمق آن را در مرثیه‌ای که در سوگ پدر سروده‌است، به خوبی می‌توان احساس کرد:

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.یکی از معروف‌ترین آثار او که هم اکنون در کتاب فارسی قرار دارد شعر بلبل و مور است.

آثار و سبک شعری

  • دیوان قصائد و مثنویات و تمیثلات و مقطعات

دیوان پروین، شامل ۲۴۸ قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده‌است. در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد.درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست.در شعر پروین استفاده هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است.[۸] ملک الشعرای بهار در مقدمه ای که بر دیوان وی می نویسد، می گوید:

پروين اعتصامی و محمدرضا پهلوی
« این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔ لفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔ شعرای عراق و فارس است به ویژه شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است، و این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه ای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است.  »

 


اشعار او را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه‌است. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند:


لیست مثنویات و مقطعات و تمثیلات پروین اعتصامی

نمونهٔ اشعار

بخشی اندک از آنچه که پروین در سوگ پدرش سروده‌است:

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من
...
عضو جمعیّت حق گشتی و دیگر نـخوری غـم تـنهایی و مـهجوری و حـیرانی من
من کـه قـدر گـهر پاک تـو مـی‌دانستم ز چـه مـفقود شـدی؟ ای گهر کـانی من
من که آب تو ز سرچشمهٔ دل مـی‌دادم آب و رنگت چه شد ای لالهٔ نعمانی من؟
من یکی مرغ غزلخوان تو بـودم، چه فتاد؟ که دگر گـوش نـداری به نواخوانی من
گنج خود خوانـدیَم و رفتی و بگـذاشتیَم ای عجب! بعد تو با کیست نگهبانی من؟

شعر زیر بخش هایی از یک مثنوی ۴۶ بیتی از دیوان اوست:

سالروز تولد

بیست و پنجم اسفندماه ۱۳۸۵، مطابق با یکصدمین سالروز تولّد اختر فروزان چرخ ادب[۱۰] پروین اعتصامی‌ست.در تقویم رسمی ایران، این روز به روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است.

دو بیت اول یکی از اشعار پروین:

گویند عارفان هنر و علم کیمیاست وآن مس که شد همسر این کیمیا طلاست
...
وقت گذشته را نتوانی خرید باز مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست
گر زنده ای و مرده نه ای، کار جان گزین تن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست
...
زان راه بازگرد که از رهروان تهی است زان آدمی بترس که با دیو آشناست
جان را بلنددار که این است برتری پستی نه از زمین و بلندی نه از هواست
...
جمشید ساخت جام جهان بین از آنسبب کآگه نبود از اینکه جهان جام خود نماست
زنگارهاست در دل آلودگان دهر هر پاک جامه را نتوان گفت پارساست
ایدل غرور و حرص و زبونی و سفلگی است ای دیده، راه دیو ز راه خدا جداست
...
در پیچ و تابهای ره عشق مقصدیست در موجهای بحر سعادت سفینه هاست
...
دیوانگی است قصه تقدیر و بخت نیست از بام سرنگون شدن و گفتن این قضاست
...
جانرا هرآنکه معرفت آموخت مردم است دل را هرآنکه نیک نگه داشت، پادشاست
ای گل تو ز جمعیّت گلزار چه دیدی؟ جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟

بیتی از سعدی که پروین در شعر فوق به آن با آرایهٔ تضمین اشاره می‌کند:

مرغان قفس را المی باشد و شوقی کان مرغ نداند که گرفتار نباشد

 

زندگی نامه استاد شهریار



 

شهریار

 

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

 

 

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

 

 

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.

 

 

او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.

 

 

شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.

 

 

طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .

 

 

او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:

 

 

قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،

 

( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )

 

 

کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،

 

(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)

 

 

قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،

 

( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)

 

 

من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!

 

(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)

 

 

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد.

 

 

شهریار

 

 

شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .

 

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

 

 

از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.

 

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:

 

«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»

 

 

خانواده استاد شهریار

 

 

و بار دیگر


«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

 

آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

 

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.

 

شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:

 

"پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!"

 

این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

 

 

سیری در آثار

 

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

 

 

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.

 

 

"حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

 

 

این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.

 

 

شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.

 

 

منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

 

 

اشعار ولایی

 

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

 

او در نعت حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می فرماید:

 

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ------- ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد

 

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی ------- پرنده پر نتوان زد به بام محمد

 

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن -------- که نقش مهر نبوت بود بنام محمد...

 

 

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

 

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی ------- دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

 

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا ------- می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

 

 

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیه‌السلام است.

 

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا ------- که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

 

دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین ------- به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

 

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن ------- که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را ...

 

شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء علیه‌السلام و حماسه ابدی او کرده است:

 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین ------ روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست ------ مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین... .

 

 

ویژگی سخن

 

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.

 

 

او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.

 

 

در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد :

 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت

 

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

 

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

 

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

 

 

آثار استاد شهریار

 

 

اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.

 

قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند

 

مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!

 

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام

 

 

عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان

 

این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

 

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

 

 

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:

 

گویند من آن جنین که مادر ------ از خون جگر بدو غذا داد

 

تا زنده ام آورد به دنیا ------ جان کند و به مرگ خود رضا داد

 

هم با دم گرم خود دم مرگ ------ صبرم به مصیبت و عزا داد

 

من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد

 

جز فضل خدا که خواهد اورا ------ با جنت جاودان جزا داد

 

 

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!

 

 

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

 

 

شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است .

 

 

سبک شناسی آثار

 

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است.

 

 

عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار؛ جمع وتفریق؛ وحشی شکار؛ یوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق؛ ساز صباء؛ ونای شبان و اشک مریم: دو مرغ بهشتی....... و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.

 

 

محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش: ناکامیها؛ جرس کاروان: ناله روح؛ مثنوی شعر؛ حکمت؛ زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل: حیدربابا: مومیای و افسانه شب به نظر میرسد.

 

 

در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره مندست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست.

 

 

قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.

 

 

شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

 

 

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه های متنوع شعر گفته است شعرهایی که در موضوعات وطنی و اجتماعی و تاریخی و مذهبی و وقایع عصری سروده, نیز کم نیست.

 

 

تازگی مضمون, خیال, تعبیر, حتی در قالب شعر دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است.

 

 

اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها وصف حال زمان است که شعر اورا از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.

 

 

ماه من در پرده چون خورشید غماز غروب

 

گشت پنهان و مرا چون دشت رنگ از رخ پرید

 

چون شفق دریای چشمم موج خون میزد که شد

 

آفتاب جا و د ا نتابم ز چشمم ناپدید

 

 

آرامگاه استاد شهریار

 

 

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد.

 

 

اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران و نیز صدها،میدان،خیابان،مرکز فرهنگی،بوستان و ... در کشورمان ونیز در ممالک حوزه های ترکستان(آسیای مرکزی) و قفقازیه و ترکیه می باشد.

 

 

27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.

 

در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد .

 

 

روز ملی شعر و ادب

 

بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.

 

 

نمونه آثار

 

در راه زندگانی

 

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را ----- نجستم زندگانـــی را و گم کـردم جوانی را

 

کنون با بار پیــری آرزومندم که برگـردم ----- به دنبال جوانـــی کـوره راه زندگانــــی را

 

به یاد یار دیرین کاروان گم کـرده رامانـم ----- که شب در خــواب بیند همرهان کاروانی را

 

بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی ----- چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

 

چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی ----- که در کامم به زهر آلود شهد شادمانـــی را

 

سخن با من نمی گوئی الا ای همزبـان دل ----- خدایــا بــا کـه گویم شکوه بی همزبانی را

 

نسیم زلف جانان کو؟که چون برگ خزان دیده-----به پای سرو خود دارم هوای جانفشانـــی را

 

به چشم آسمانـی گردشی داری بلای جان ----- خدایـــا بر مگردان این بلای آسمانـــی را

 

نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتـن----- که از آب بقا جویند عمــــر جاودانـی را

 

 

تاریخچهٔ بناب

تاریخچهٔ بناب

 

بر اساس نشانه‌ها و آثار شناخته شده در شهر بناب، قدمت تاریخ و تمدن این شهر به شش هزار سال پیش می‌رسد که به احتمال زیاد اولین قوم آریائی این محل را به جهت آب و هوای معتدل و بارندگیهای سالیانه و زمین‌های مسطح و هموار و قرار گرفتن اراضی در دامنه‌های سهند و سواحل دریاچه ارومیه برگزیده باشند. وضعیت جغرافیائی منطقه و آثار به دست آمده از کاوش‌های محلی نیز با توصیفات شهر تاریخی شیز انطباق دارد. آثار به دست آمده از حفاری‌های قره تپه گزاوشت و قیزلار قلعه سی (قلعه دختران) که یکی از نود و سه تپه باستانی می‌باشند و همچنین وجود سی و شش غار مربوط به یکدیگر (معماری صخره‌ای صور) که نشانگر زندگی‌های دسته جمعی در دوران ماقبل تاریخ است. همچنین کشف آثار قدیمی مانند ظروف سفالین، فلزی و نشانه‌های تمدن شهری تا عمق چند متری زمین، این سابقه طولانی را تائید می‌کند.

برای مطالعه ی تاریخچه و پیشینه ی بناب به صورت نسبتا کامل به صفحه ی پیشینه بناب مراجعه کنید.

موقعیت جغرافیایی

شهرستان بناب در دامنه کوه سهند و در جلگه‌ای حاصل خیز واقع شده‌است. این شهرستان از سمت شمال به شهرستان عجب شیر، از سمت جنوب به شهرستان ملکان، از سمت شرق به شهرستان مراغه واقع در دامنه کوه سهند و از سمت غرب به دریاچه ارومیه محدود شده‌است.

بناب شهر دوچرخه

این شهرستان به شهر دوچرخه ایران معروف می‌باشد و هر ساله همایش بزرگ دوچرخه سواری با حضور بیش از۳۰۰۰۰ دوچرخه سوار برگزار شده و در آخر به قید قرعه جوایزی نیز اهدا می‌گردد. بنیان‌گذار این همایش، رئیس تربیت بدنی وقت بناب در سال ۱۳۷۵، آقای حاج محمد میرزادوست، شهردار سابق بناب می‌باشد.

بناب از دیدگاه صنعتی

شهرستان بناب با توجه به موقعیت جغرافیایی و پتانسیل های گوناگونی که دارد، پیشرفت چشمگیری از لحاظ صنعت داشته و اکنون یکی از قطب های صنعتی شمال غرب کشور میباشد. از جمله ی عواملی که در این امر تاثیر داشته اند میتوان به وجود نیروگاه حرارتی تولید برق با توان تولید بالا (نیروگاه سهند بناب) در این شهرستان اشاره کرد که در مواردی برق مورد نیاز برخی کارخانه جات پر مصرف را به صورت مستقیم تامین میکند. تعدادی از انواع کارخانه های موجود در شهرستان بناب :

  • مجتمع فولاد بناب (بزرگترین واحد ذوب و تولید فولاد بخش خصوصی خاورمیانه )
  • مجتمع فولاد ظفر بناب
  • کارخانه ی بهفام پودر بناب (ولين توليد كننده خلال سيب زميني سرخ شده منجمد در ايران)
  • کارخانه جات تولید محصولات خوراکی مانند نان صنعتی، بیسکویت، چیپس و ...
  • کارخانه جات تولید محصولات لبنی مانند شیر، ماست، کره، خامه و ...
  • کارخانه جات تولید انواع مواد شوینده مانند شامپو، شیشه شو و ...
  • کارخانه جات تولید انواع کود شیمیایی
  • کارخانه جات تولید محصولات خشکبار
  • کارخانه جات تولید خوراک دام و طیور
  • کارخانه جات ریسندگی و بافندگی
  • کارخانه جات تولید یونولیت
  • کارخانه ی تولید فرآورده های گوشتی مانند سوسیس، کالباس و ...
  • کارخانه ی تولید شیشه های دو و سه جداره
  • کارخانه ی ساخت انواع موتور سیکلت
  • کارخانه ی تولید لوازم بهداشتی
  • کارخانه ی تولید انواع میخ
  • کارخانه ی تولید ماکارونی
  • کارخانه ی تولید فایبرگلاس
  • کارخانه ی تولید کارتن
  • کارخانه ی تولید الکل
  • کارخانه ی تولید قند

و چندینو چند کارخانه ی بزرگ و کوچک دیگر

بناب از دیدگاه علمی، دانشگاهی

به راحتی میتوان گفت که بناب یکی از قطب های علمی، دانشگاهی شمال غرب ایران میباشد. در رتبه بندی شهرستان ها بر اساس دانشجویان در حال تحصیل، بناب بعد از تبریز قرار گرفته و رتبه دوم را در استان آذربایجان شرقی به خود اختصاص داده است. شهرستان بناب علاوه بر دارا بودن انواع دانشگاه ها از جمله :

  • دانشگاه سراسری بناب
  • دانشگاه آزاد اسلامی (با درجه ی بسیار بزرگ)
  • دانشگاه پیام نور مرکز بناب
  • دانشگاه علمی کاربردی
  • دانشگاه امام صادق بناب
  • مجتمع آموزش عالی وزارت نیرو

و بسیاری مراکز علمی دیگر همچون مجتمع آموزش فنی حرفه ای و پژوهشکده? لیزر و اپتیک، دارای حوزه ی علمیه ی بسیار بزرگی است (حوزه ی علمیه ی ولی عصر بناب) که جزو برترین حوزه های علمیه ی کشور میباشد. وجود همه ی اینها در کنار هم باعث شده است که از هر نقطه ی ایران افرادی برای تحصیل و کسب علم به این شهرستان بروند.

مركز تحقيقات اتمي بناب

شهرستان بناب دارای تنها مرکز تحقیقات هسته ای در شمال غرب کشور میباشد که ليزر يون آرگون 10 براي نخستين بار در خاورميانه در اين مركز توليد شد. شماری از فعالیت های این مرکز :

  • ساخت و طراحي ليزر
  • توليد تايروترون
  • جوشكاري پيشرفته مواد فلزي به غيرفلز
  • ساخت سنسورهاي حرارتي
  • ساخت تويپ اشعه x
  • بهينه‌سازي سيستم لايه‎نشاني نايلون

بناب از دیدگاه ورزشی

شهرستان بناب دارای پتانسیل های ورزشی بسیاری نیز میباشد. از جمله ی این پتانسیل ها میتوان به دارا بودن انواع زمین و پیست های ورزشی اشاره کرد، مانند سالن ورزشی سرپوشیده ی بزرگ و مجلل موجود در مجتمع ورشی بناب که نقشه ی ساخت آن از روی نقشه ی ورزشگاه تیم بارسلونا برداشته شده به منظور برگزاری مسابقات والیبال، فوتسال، بستکبال و ... میباشد، یا مانند زمین برگزاری مسابقال والیبال ساحلی و یا مانند پیست برگزاری مسابقات موتور سواری و سوارکاری.

از دیگر پتانسیل های ورزشی این شهرستان وجود داور های ماهر است که هم اکنون نیز سه تن از داوران این شهرستان جزو داوران مسابقات فوتبال لیگ برتر کشور میباشند. این سه نفر عبارتند از آقایان :

  • شاهین حاج بابایی
  • رسول رهبر فام
  • رحیم شاهین
  • کسب مقام دوم بوکس در مسابقات بوکس کشور ترکیه توسط حجت الاسلام مجتبی محمد زاده قشلاق و کسب مقام اول کشوری در استانهای خوزستان، شیراز، تبریز، کردستان و ....

همه ی این پتانسیل ها باعث شده اند که مسابقاتی در سطح کشور نیز در این شهر برگزار شود. از جمله :

  • مسابقات والیبال ساحلی قهرمانی کشور
  • مسابقات فوتبال قهرمانی نوجوانان کشور
  • مسابقات پینگ پنگ کشوری

حوزه علمیه حضرت ولیعصر(عج) بناب

حوزه علمیه بناب از حوزه های علمیه مشهور کشور بشمار می آید. از اساتید این حوزه می توان به آیت الله عبدالمجید باقری بنابی، حجت الاسلام مصطفی باقری بنابی، حجت الاسلام ناصر اصغری و حجت الاسلام عباسیان و حجت الاسلام حبیب محمد زاده قشلاق و حجت الاسلام مجتبی محمدزاده قشلاق نام برد.

حمل و نقل بناب با دارا بودن موقعیت استراتژیک در راه مواصلاتی استانهای آذربایجان شرقی و غربی و کردستان، نقش مهمی را در حمل و نقل منطقه به عهده دارد.

کباب بناب

کباب بناب به عنوان مشهورترین کباب ایران شناخته می شود. شعبه هایی از کباب بناب در سرتاسر کشور و حتی در کشورهای خارجی مثل امارات(دبي)و بحرين دایر میباشد.

آثار تاریخی

بناب دارای ۲۵ اثر تاریخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی ایران است که از این میان، ۸ اثر مورد حفاظت قرار گرفته‌است. از مهم‌ترین آثار تاریخی این شهر می‌توان به مسجد مهرآباد، حمام مهرآباد و مسجد میدان (گزاوشت) اشاره کرد. برخی از آثار تاریخی بناب عبارتند از :

  • پل پنج‌چشمه
  • حصار تدافعی شهر
  • حمام تاریخی حاج فتح‌الله
  • حمام تاریخی مهرآباد (موزه مردم‌شناسی بناب، اولین موزه مردم شناسی استان آذربایجان‌ شرقی)
  • خانه ی تاریخی حاج‌علی بزاز
  • خانه ی تاریخی خسروشاهی
  • خانه ی تاریخی شیخ قاضی سیف‌العلما
  • خانه ی تاریخی نیک‌پی
  • قلعه ی دختر
  • گورستان تاریخی زوارق
  • مسجد اسماعیل‌بیگ
  • مسجد جامع گزاوشت
  • مسجد جامع مهرآباد
  • مسجد گوی
  • معماری صخره‌ای صور
  • معماری روستای توته‌خانه
  • راسته‌بازار

تصاویری از میدان یادمان شهدای بناب

زبان

مردم شهرستان بناب به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.

پیش شماره تلفنی

پیش شماره تلفنی شهرستان بناب ۰۴۱۲ می‌باشد.

فاصله تا سایر شهرستان‌ها

شهر بناب، مرکز شهرستان بناب در ۱۱۹ کیلومتری شهر تبریز واقع شده‌است. شهر بناب، مرکز شهرستان بناب در ۱۲ کیلومتری شهرستان مراغه واقع شده است.

روستاها

در زیر، روستاهای شهرستان بناب به‌ترتیب جمعیت، بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمده‌اند.

روستاهای با جمعیت بیش از ۳٬۰۰۰ نفر:

ردیف نام روستا دهستان جمعیت رتبه در
دهستان
۱ آخوندقشلاق بناجوی غربی 12۵۷1 ۱
۲ قره چپق بناجوی شرقی 9۵۲۶ ۱
۳ قاره ی چلقایی بناجوی غربی 12٬۴۰۹ 1
۴ زاوشت بناجوی شمالی ۳٬۸۰۲ ۱
۵ خوشه‌مهر بناجوی شرقی ۳٬۶۳۳ ۲
۶ خانه‌برق جدید بناجوی غربی ۳٬۲۳۰ ۳
۷ چپقلو بناجوی غربی ۳٬۱۸۹ ۴

روستاهای با جمعیت بیش از ۱٬۰۰۰ نفر:

ردیف نام روستا دهستان جمعیت رتبه در
دهستان
۸ روشت بزرگ بناجوی شمالی ۲٬۶۱۶ ۲
۹ زوارق بناجوی غربی ۲٬۲۴۷ ۵
۱۰ تازه‌کند خوشه‌مهر بناجوی شرقی ۱٬۸۱۴ ۳
۱۱ القو بناجوی شمالی ۱٬۷۱۰ ۳
۱۲ روشت کوچک بناجوی شمالی ۱٬۴۹۲ ۴
۱۳ علی‌خواجه بناجوی غربی ۱٬۴۱۸ ۶
۱۴ خانه‌برق قدیم بناجوی غربی ۱٬۳۰۹ ۷
۱۵ خلیلوند بناجوی غربی ۱٬۱۸۷ ۸
۱۶ ینگی‌کند خوشه‌مهر بناجوی شرقی ۱٬۱۳۱ ۴
۱۷ دیزج پروانه بناجوی شرقی ۱٬۰۲۸ ۵

روستاهای با جمعیت کم‌تر از ۱٬۰۰۰ نفر:

ردیف نام روستا دهستان جمعیت رتبه در
دهستان
۱۸ دوش بناجوی شمالی ۹۲۴ ۵
۱۹ ینگی‌کند خانه‌برق بناجوی غربی ۸۵۳ ۹
۲۰ قشلاق خانه‌برق بناجوی غربی ۸۴۱ ۱۰
۲۱ قره‌قشلاق بناجوی غربی ۵۴۰ ۱۱
۲۲ توته‌خانه بناجوی شمالی ۵۲۹ ۶
۲۳ شورگل بناجوی شمالی ۵۱۶ ۷
۲۴ صور بناجوی شمالی ۳۵۰ ۸
۲۵ کوته‌مهر بناجوی غربی ۳۳۸ ۱۲
۲۶ حاجی‌مصیب بناجوی غربی ۱۰۲ ۱۳
۲۷ قره‌زکی بناجوی شمالی ۱۰۰ ۹
۲۸ قیماس‌خان بناجوی شمالی ۴۷ ۱۰
۲۹ خانه‌برق عیسی‌خانی بناجوی غربی ۳۴ ۱۴

اماکن دیدنی تبریز




اماکن دیدنی تبریز -







 موزه قاجار تبریز               
موزه قاجار در محله ششگلان که یکی از محلات قدیمی تبریز است قرار دارد. در دوره قاجار عمارتهای بسیار زیبایی در این محله احداث شده بود که خانه امیرنظام گروسی یکی از با ارزش ترین بازمانده های این خانه های تاریخی است که هنوز هم با صلابت وعظمت خاص، خودنمایی می کند. این خانه که اکنون از آن به عنوان موزه قاجار استفاده می شود در دوره ناصرالدین شاه و در زمان پیشکاری امیرنظام گروسی و توسط وی بنا گردیده است. منابع حاکی از آن است که در دوره های بعد نیز والیان آذربایجان در این عمارت سکونت داشته اند....
موزه قرآن و کتابت تبریز
بنای مسجد شاه تهماسب صفوی معروف به مسجد صاحب الامر در شرق میدان صاحب آباد در قلب شهر تبریز در کنار مهران رود قرار دارد.
این بنای تاریخی یک گنبد و دو مناره بلند دارد و در ابتدا مسجد ویژه شاه تهماسب اول صفوی بود که در سال 1045 ه.ق به وسیله سپاهیان سلطان مراد چهارم – امپراطور عثمانی تخریب شد...
مسجد کبود تبریز
بنای تاریخی مذهبی مسجد کبود از آثار ارزشمند دوره قراقویونلو، به دستور جهانشاه بن یوسف از فرمانروایان سلسله قراقویونلو و سرکاری عزالدین قاپچی بنا گردیده است. ساختمان آن باستناد کتیبه بر جسته سردرب به سال 870 هجری قمری به اتمام رسیده است. بنای اصلی در مقام مسجد مقبره، دارای صحن وسیعی بوده که در آن ...

روستای توریستی کندوان
گردشگری روستایی در ایران یکی از فعالیتهای مهمی است که اخیرا اهمیت ویژه ای یافته و این امر فرصت بسیار مناسبی برای احیای اقتصادی و تحرک نیروی انسانی و کار در مناطق مذکور را ایجاد کرده و باعث شده که روستائیان علاوه بر فعالیتهای روزمره خود از منبع درآمد دیگری نیز بهره مند شوند. استان آذربایجان شرقی با توجه به قدمت تاریخی و غنای طبیعی آن جزو مناطق بسیار مستعد برای این امر می باشد و در این راستا روستای کندوان یکی از مناطق توریستی روستایی و یکی از روستاهای هدف گردشگری در کشور محسوب می گردد...


 


ارک علیشاه                                              


بنای شکوهمند ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در فاصله سالهای 716 الی 724 ه.ق بوسیله تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر الجاتیو و ابوسعید بهادرخان ساخته شده، قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گفته می شود به علت فرو نشستن بنیان و تعجیل در اتمام طاق آن شکسته و فرو ریخته است. قسمتی که اکنون در وسط سه دیوار بلند شرقی، غربی و جنوبی بصورت ایوان به چشم می خورد بخش مسقف مسجد بوده که عرض آن 15/30 متر و ارتفاع دیوارهای دور آن به طور متوسط 26 متر است و بوسیله 69 پله می توان به بالای آن راه یافت.
خانه مشروطه
بنای تاریخی خانه مشروطه، با معماری دوره قاجار، در محله قدیمی راسته کوچه و در ضلع غربی مجموعه بازار تبریزواقع شده است. مالک نخستین آن حاج مهدی کوزه کنانی (معروف به ابوالمله) از شیفتگان حریت و آزادی بود. این خانه بعد از به توپ بستن مجلس در سال 1287 ه.ش مرکز تجمع جمعی از برجسته ترین چهره های مشروطه در آذربایجان بوده و در جنگهای 11 ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی، ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه به شمار میرفت.
تصمیم مهم و انقلابی پایین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای محمد علی شاه قاجار در همین خانه گرفته شده است...
خانه حیدرزاده                     
خانه حیدرزاده در محله مقصودیه تبریز و در سمت جنوبی عمارت شهرداری تبریز و در نزدیکی چند خانه تاریخی دیگر همچون: خانه های تاریخی سلماسی، بهنام، گنجه ای زاده، قدکی و ... قرار گرفته است. در خصوص تاریخ دقیق ساخت بنای خانه حیدرزاده سند و زمان مشخصی وجود ندارد...
مسجد جامع تبریز
مسجد جامع تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است در ضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع شده و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می آید...
حمام نوبر
حمامها یا گرمابه های عمومی یکی از اجزای اصلی بافت شهری و محلات بسیاری از روستاها محسوب می شوند که در روابط اجتماعی جایگاه در خور توجهی دارند. در فرهنگ عامه مردم ایران چه در صورت های مختلف زبان فارسی و چه در زبانها و گویش های رایج در ایران، آداب و رسوم و افسانه های بسیاری در مورد حمام وجود دارد که...
بانک سفال آذربایجان شرقی
از زمانی که بشر پا به عرصه گیتی گذاشت تا زمانی که بنا بر نیاز خود موفق به ساخت سفال شد تنها ابزارهای انسان همان مواد موجود در طبیعت بود که با تغییراتی در شکل آن مورد استفاده قرار می گرفت مثل سنگ و چوب و استخوان و صدف و الیاف گیاهی و...

جاهای دیدنی تبریز

مجموعه عکس های گردشگری از مکان های دیدنی شهر تبریز اعم از ائل گلی ، بازار تبریز ، گوری گل ، مسجد کبود تبریز آماده مشاهده دوستان عزیز میباشد.





 

شهرستان بناب

شهرستان بناب

شهرستان بُناب یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی است که در جنوب غربی این استان واقع شده‌است. مرکز این شهرستان شهر بناب می‌باشد.شهر بناب، مرکز شهرستان بناب در ۱۱۹ کیلومتری شهر تبریز واقع شده‌است.

bonab

جمعیت بناب

طبق آخرین نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ ه.ش، جمعیت شهرستان بناب ۱۲۶٫۸۸۸ نفر می‌باشد که از این تعداد ۷۶٫۶۱۰ نفر (۶۰ درصد جمعیت کل شهرستان) در مرکز شهرستان ساکن اند.

در زیر، روستاهای شهرستان بناب به‌ترتیب جمعیت، بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ آمده‌اند.

زبان
مردم شهرستان بناب، همانند مردم سایر شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی به زبان ترکی آذربایجانی و با گویش محلی صحبت می‌کنند.

آثار تاریخی بناب
شهرستان بناب یکی از شهرستان‌های تاریخی استان آذربایجان شرقی است و آثار تاریخی فراوانی دارد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به مسجد مهرآباد، مسجد میدان، مسجد اسماعیل بیگ، مسجد کبود بناب، پل پنج‌چشمه بر روی رودخانه صوفی‌چای (از دوره صفویه) و حمام مهرآباد اشاره نمود.